مریدا به شجاعتش معروف است. او همیشه تنها برای شکار به جنگل میرفت. او کماندار بسیار ماهری است. او باغی دارد که همیشه سرسبز به نظر میرسد. او حداقل پنج گیاه در هفته میکاشت. او هر عصر باغ را میکاشت. فقط بعد از آن به دوستانش برای بازی میپیوست. دیروز، در حالی که داشت قایمباشک بازی میکرد، اتفاقی افتاد و زخمی شد. پدر و مادر و دو برادرش دلشان برای او میسوزد. هر چه سریعتر دختر را درمان کنید. خون را با تکهای پارچه پاک کنید و زخم را بدون اینکه درد زیادی به دختر وارد کنید، بانداژ کنید. ممکن است دختر هنگام درمان گریه کند. او را دلداری دهید و به او بگویید که چند دقیقه دیگر حالش خوب میشود. از شما بابت مهربانیتان نسبت به دختر بسیار سپاسگزاریم. او بیقرار است که به شکار برود. شما هم به او بپیوندید و شاهد مهارت تیراندازیاش باشید.