امروز هوا آفتابی است و من با دوستانم در پارک طبیعت پیک نیک خواهم داشت. بچهها، آنجا در پاییز خیلی زیباست، میخواهید به ما ملحق شوید؟ بیاین، وسایل پیک نیکمون رو آماده کنیم. اما میدانید که من الان مادر هستم و باید دختر کوچولوم رو هم اونجا ببرم. دوستانم دختر کوچولوم رو خیلی دوست دارند و ازم خواستند که اون رو ببرم. پس باید وسایل پیک نیک دخترم رو هم ببرم. باید مقداری میوه تازه و کیک ببریم. دختر کوچولوم معمولا چرت میزند، بنابراین باید چادر، لحاف، لباس خواب و اسباببازی هم آماده کنم. باشه، همینها! بعد با ماشین به اونجا میروم، بزن بریم! اما باید راه درست رو پیدا کنیم، واقعاً یادم نمیآد چطور باید به اونجا رفت. نگران نباشید، باور دارم که به زودی میرسیم. وقتی به اونجا رسیدیم، یک میز کوچک برای دختر کوچولوم میچینم، کیکها و میوههای تازه رو روی میز میگذارم. و دختر کوچولوم خیلی خوشحال میشود و یک چرت میزند. وقتی بیدار شود، میتوانیم در پارک طبیعت قدم بزنیم و چند عکس بگیریم. به ما خوش میگذرد. بیاین، به ما خوش میگذرد.