آیا داستان افسانهای 'الماسها و قورباغهها' را شنیدهاید؟ دختر بزرگ یک بیوه زن بداخلاق که بسیار مهربان و زیباست. مادرش دختر بزرگش را که بسیار بیادب است دوست دارد. یک روز، دختر کوچکتر در حالی که از چاه بالای تپه برمیگشت، پیرزنی آب خواست و او آب را به پیرزن داد، پس از نوشیدن آن، پیرزن به یک فرشته تبدیل شد و او را برکت داد که از دهانش الماس و گل سرازیر شود. وقتی دختر کوچکتر به خانه برگشت، همه چیز را به مادرش گفت. مادرش دختر بزرگش را فرستاد تا همان کار دختر کوچکتر را انجام دهد. دختر بزرگ به تپه رسید، آب آورد و در راه بازگشت به خانه، دختری زیبا آب خواست، اما دختر بزرگ از دادن آب امتناع کرد، سپس دختر زیبا به یک فرشته تبدیل شد و دختر بزرگ را نفرین کرد که از دهانش مار و قورباغه سرازیر شود. آیا دوست دارید این دختر مهربان را زیبا کنید؟ این فرصت را غنیمت بشمارید تا یک درمان صورت غیرمعمول به او بدهید. مهارتهای مراقبت از پوست خود را کشف کنید و لذت ببرید.