میمون کوچولوی بامزه در جنگل گم شده است. او میداند که خانواده و دوستانش بالاخره او را پیدا خواهند کرد. اما، او نمیتواند تا زمانی که آنها بیایند گرسنه بماند، مگر نه؟ شکمش قار و قور میکند. او هنوز بالا رفتن را یاد نگرفته است. بنابراین او باید گرسنگیاش را با گرفتن میوههایی که میافتند، برطرف کند.