امروز مادر بچه آنا خانه نیست. وقتی بلند شد، دختر بزرگش السا به او زنگ زد و گفت که تا چند دقیقه دیگر به ایستگاه قطار میرسد. بنابراین، او رفته تا او را بیاورد. آنا کاملاً تنها خواهد بود. اگر شما با او باشید، او آرامش و راحتی احساس خواهد کرد. قبل از اینکه شما به خانه بیایید، دختر کوچک سعی کرد خودش غذا بخورد. حالا این بچه کوچک با ریخت و پاش غذا، خودش را حسابی کثیف کرده است. او حالا در وضعیت اسفناکی قرار دارد. او تا بازگشت مادرش به حضور و کمک شما نیاز خواهد داشت. لباسهای کثیف را درآورید و آنها را در ماشین لباسشویی بگذارید. بعد از آن، بچه را برای بیرون رفتن آماده کنید. بچه را لباس قشنگ بپوشانید. شما و آنا مدتی را در باغ به بازی بگذرانید. هر دوی شما منتظر رسیدن السا باشید.