صوفیا در پوست خود نمیگنجد. مادر صوفیا بعد از سه ماه به خانه برمیگردد. او یک کیک بزرگ و خوشمزه برایش پخته و غذاهای لذیذی برای خانواده درست کرده است. حالا او تصمیم گرفته است تا تاریک شدن هوا بازی کند. بعد از مدتی متوجه میشوید که صوفیا تصادف کرده است. نترسید، جراحت جزئی است. او اکنون به کمک شما نیاز دارد. دختر را دلداری دهید و با عشق و محبت با او رفتار کنید. خون را پاک کنید و روی زخم دارو بمالید. به دختر آمپول بزنید تا بدون درد و راحت باشد. اگر مادر دختر از تصادف مطلع شود، شوکه خواهد شد. این عشق مادرش است. زخم را باندپیچی کنید و کنار صوفیا باشید تا او به حالت عادی برگردد.