کیتی همیشه به جان، باحالترین پسر مدرسه فکر میکرد. بالاخره در همان کلاس هنر با هم آشنا شدند. آنها در این روز سرد زمستانی قرار ملاقات دارند. عالی میشد اگر گلولهبرفی بازی میکردند و بعد به یک کافه میرفتند. آیا دوست دارید آنها را برای این آماده کنید؟