گفته میشود که در مکانی دورافتاده گروهی از زامبیهای خوب زندگی میکردند. آنها امپراتوری خودشان را بنا کردند. اما پادشاه و ملکه به دلیل طمع انسانها به ثروت امپراتوری، توسط آنها ربوده شدند. انسانها قصد داشتند از ثروت مردم امپراتوری اخاذی کنند. آنها فکر نمیکردند که شاهزاده جوان خوشبختانه فرار کرده است؛ او بسیار شجاع است و بیصدا پشت سر دشمنان پنهان شده است. او منتظر فرصت است تا والدینش را از دست انسانهای بد نجات دهد. اگرچه این ماموریت بسیار خطرناک است، او همچنان به جلو حرکت میکند. بیا و به او کمک کن تا دشمنان را شکست دهد!